سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی شماره ٢٨، بقلم ابوالحسن بنی صدر:
دوشنبه 1 مرداد ماه 1358،
شماره 28
توطئه
ها و سئوال ها
وقتی کار به
برخوردهای خونین می کشد، لاجرم اگر هر دو طرف مقصر نباشند، لااقل یک طرف مقصر است:
در اینجا بنای ما بر این نیست که دربارة صحت و سقم نظریة تضاد بحث کنیم. فرض می
کنیم یک «تضاد اصلی» وجود دارد و بسیاری «تضادهای فرعی». حال می پرسیم تضاد اصلی
کدام است؟ آیا تضاد اصلی امروز ایران تضاد
با سلطه طلبی دو ابرقدرت آمریکا و روسیه نیست؟ اگر این تضاد، تضاد اصلی است، پس
آنرا حل نشده رها کردن و دنبال تضادهای فرعی رفتن، آب به آسیاب امپریالیسم ریختن
است و به قول مائو نظریه پرداز این نوع «تضاد اصلی و تضاد فرعی» این کار «کار
مرتجعین و عوامل امپریالیسم است». چه کسانی و چرا تضاد اصلی را رها می کنند و هر
روز یک حادثه می آفرینند؟ اینرا بدانند که یک دلیل بزرگ پیروزی انقلاب ایران این
بود که مردم و روشنفکران مسئول، نخست عقیدة حقارت خود را علاج کردند. دیگر القاب
«مرتجع» و «قشری» و «انحصارطلب» (اصطلاحاتی که متخصصان جنگ روانی ساخته اند) ...
تأثیر خود را از دست داده اند. امروز، اصالت سنج، واقعیت ها است و مواضعی که هر
گروه در قبال آن ها اتخاذ می کند. آن ها که می دانند چه می کنند، با حادثه آفرینی
خیانت می کنند. آن ها که نمی دانند و در ایجاد حادثه ها شرکت می
کنند، جز با فریب ایدئولوژیک، جز با مقدس جلوه دادن زور، جز زور را تنها وسیلة حل
تضادها جلوه دادن، و جز تضادهای فرعی را به جای تضاد اصلی قبول کردن، چگونه تنها
به این کارها که ارتجاعی ترین کارهاست، تن در می دهند؟
آن ها که با
تاریخ فاشیسم آشنایند، می دانند که دستیار بزرگ کسانی که از راه توطئه و تحریک خود
را به جامعه تحمیل می کنند، دو دسته اند:
الف- «بیطرف
ها». آن ها که از بیم مورد قبول همه نشدن، در جایی که باید اظهار نظر کنند و با
قاطعیت موضع بگیرند، چنین نمی کنند. در نتیجه زورمداران خود را در پوشش این افراد
قرار می دهند و با ایجاد تردید در مردم، مواضع ضعیف را تصرف می کنند و پیش می
آیند.
ب- زورمدارانی
که مخالف آن هایند. اما مثل آن ها باور دارند که جز زور، هیچ راه حل دیگری وجود
ندارد و باید هم آنرا بجا و بیجا به کار برد. اینها هستند که میتینگ ها را بهم می
زنند و به کارهای «سراسر زدوخورد» سرگرم می شوند. با وجود این گروه ها، برای کسانی
که می خواهند خود را به جامعه تحمیل کنند، بهانه پیدا کردن بسیار آسان می شود. حتی
اغلب دیده می شود دستة اول از خود «محرک» و «آژیتاتور» می سازند و به حمله وادار
می کنند.
وقتی بر این
رفتارها، عدم قاطعیت دولت در برابر توطئه چینان را می افزاییم، مساعدترین محیط
ایجاد جوّ دائمی تحریک و جنگ روانی فراهم می شود. با توجه به مطالب فوق، از آن ها
که چه با تبلیغات دروغ و چه با «عملیات نظامی» در کردستان و خوزستان و ارومیه و
گنبد و لار و بلوچستان و تهران و ... توطئه از پس توطئه تدارک می بینند، می پرسیم:
1- آیا به نظر آن ها «تضاد اصلی» با امپریالیسم حل شده است و
حالا نوبت به «تضادهای فرعی» رسیده است؟
2- آیا زور و قهر تنها روش بکاربردنی است و اگر اینطور است
آنرا در تمام موارد باید به کار برد؟
3- اگر فرض کنیم به کار بردن زور برای شکستن حصار «انحصارطلبی» است، نباید فکر کرد که
«انحصارطلب» ها هم ناگزیر زور را در کار خواهند آورد و آیا به نظرشان،
این زورآزمایی به سود ایران بعد از سرنگونی رژیم است؟
4- اگر فرض کنیم «مذهبیون متعصب» تحریک می کنند و شما فقط از
خود دفاع می کنید، چرا با توجه به «ایدئولوژی علمی» که مدعی داشتن آن هستند،
صادقانه به سراغ نیروهای صادق نمی روید تا به موقع از انجام توطئه جلوگیری شود؟
5- اگر ایادی رژیم سابق این توطئه را جور می کنند، شما چرا در
دام می افتید و در جهتی عمل می کنید که آن ها می خواهند؟
6- و اگر اصل را بر تقسیم تضادها به تضاد اصلی و تضادهای فرعی
می گذارید، چرا برخلاف اصل جود علمی کنید؟
7- آیا برای شما، اگر راست بگویید، نباید فرصت موجود، فرصت
تبلیغ باشد؟ آیا بهتر نیست به جای کارزار تبلیغاتی سراسر دروغ و تحریک و اتهام و
برچسب، فرصت های بحث آزاد بر سر مسائل اساسی ایجاد کنید و اگر هم خود این فرصت ها
را ایجاد نمی کنید، از فرصت هایی که ایجاد می شود، استفاده کنید؟
8- فکر نمی کنید با جوّ دروغ و اتهام و برچسب از سوئی و جوّ
تحریک و اغتشاش از سوی دیگر، سرانجام تنها یک روش بر جا می ماند و آن روش قهرآمیز
است؟ اگر فرض می کنید باید کار را به درگیری کشاند، فکر می کنید
این درگیری ها به سود امپریالیست ها تمام می شود یا «نیروهای انقلابی»؟ اگر به سود
امپریالیست ها تمام می شود، چرا در آن ها شرکت می کنید و اگر به سود «نیروهای
انقلابی» است، چرا ضرورت آنرا به مردم حالی نمی کنید؟
9- آیا نباید آن ها که خود را صادق می دانند و تجربة دوره مصدق
را پیش رو دارند، در برابر این روشها، با قاطعیت بایستند؟ اشارة ما به آن هاست که
رهائی رنجبران را مرام خود قرار داده اند.
10- در کردستان و نقاط دیگر، می روید و افرادی را که یا در
فسادهای رژیم سابق شرکت داشته اند و یا با ساواک همکاری داشته اند و دهها سند بر
سوابق سیاهشان در دست دارید و در دست داریم، می یابید و آن ها را در نقش پوشش و «
بیطرفی های قلابی» مورد استفاده قرار می دهید. و پیش خود می گویید اگر خود خواستند
دست به ترکیب آن ها بزنند، کارزا تبلیغاتی به راه می اندازیم. و راه هم می
اندازید. آیا این همکاری ها با صداقت انقلابی سازگار است؟ و گمان می کنید این شیوه
های فاشیستی را می توان همچنان ادامه داد؟
هنوز جا دارد
که سئوال های دیگری طرح کرد اما همین ده سئوال به عنوان اتمام حجت کافی است. ما
این سئوال ها را با کمال صراحت و با همة صداقت انقلابی طرح می کنیم و در صورتی که
گروه های دست اندرکار پاسخ بدهند، عیناً و همراه پاسخ خود چاپ می کنیم. و یا اگر
بر سر آن ها آمادة شرکت در میز گردی باشند، آنرا نیز می پذیریم و مباحثات را برای
اطلاع افکار عمومی منتشر می سازیم.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire