mardi 18 septembre 2012

کُردستان و اضمحلال قدرت مرکزی


یکشنبه 7 اردیبهشت ماه 1359، 27 آوریل 1980، شماره 241

کُردستان و «اضمحلال قدرت مرکزی»      

     آمریکاییانی که در حملة بدفرجام آمریکا دخالت داشته اند، در مصاحبه هایشان گفته اند هدف آمریکا تضعیف دولت ایران و ساقط کردن آن است. امروز موضوع در اروپا و آمریکا از پرده بیرون افتاده است و مطبوعات و رادیو تلویزیون ها فراوان از آن حرف می زنند. گروه های سیاسی مترقی به سود ایران موضع می گیرند و به آشکاری می نویسند که گروگان ها وسیله کار آمریکا هستند. امروز دیگر عیان است که طرح آمریکا ایجاد یک اغتشاش عمومی توأم با خونریزی های مهیب به قصد نابود کردن دولت انقلاب بوده است.
     بخشی و بخش تعیین کننده ای از این توطئه در کردستان باید انجام می پذیرفت. گفته می شود که تغییر ناگهانی رفتار گروه کومله در کردستان در پی قول و قراری است که «جانشین حکومتی انقلاب اسلامی گذاشته اند». اینک گزارش گردش کار کردستان را می آوریم تا معلوم شود دولت هیچ گونه تمایلی به درگیری مسلحانه در کردستان نداشته است:
1-   در آغاز انتخاب به ریاست جمهوری، از سوی حزب دمکرات کردستان هیأتی با طرحی 6 ماده ای به نزد من آمد و آن طرح با اصلاحاتی که در آن انجام گرفت پذیرفته شد. هم در آن مجلس مقبول همه شد که آنچه داده می شود به مردم کردستان است و نه به گروه های مسلح.
2-   پیش از آن با هیأت ویژه توافق شده بود که پاسداران از سنندج بروند و ارتش باشگاه افسران و فرودگاه و ساختمان رادیو تلویزیون را نگاهداری کند و هیچ گروه مسلحی در شهر نباشد. اما به محض بیرون رفتن پاسداران افراد مسلح کومله وارد شهر شدند و در شهر هر کار که خواستند کردند.
3-   چندین نوبت از سوی مسلمانان سنندج مراجعه شد که با این گروه مسلح شدت عمل به خرج داده شود و پاسخ همواره این بود که باید مردم شهر- خود بایستند و سلطه این گروه را نپذیرند مردم مسلمان شهر در چند نوبت در نمازهای جمعه نفرت خد را از این گروه اظهار کردند تا این که این گروه نماز جمعه را تعطیل کرد.
4-   وقتی عراق در مرزها نیرو جمع آورد و تهدید کرد، در آذربایجان غربی به پست های نظامی حمله شد. مقصود از این حمله گرفتن مواضع پست بارزانی و قطع رابطة آن ها با پایگاهاشان و کمک به بعثی های عراق بود.
5-   در همین وقت نماینده ای به کردستان فرستاده شد تا معلوم کند مقصود از این کارها چیست؟ و وی آمد که حزب دمکرات جنگ نمی خواهد و آماده تفاهم است.
6-   اما وقتی از خوزستان مراجعه کردم، معلوم شد در سنندج مانع از رفتن ستون نظامی به پادگان شده اند، هر اندازه از نرمش لازم بود به خرج داده شد:
-         فرماندار سنندج گفته بود خود پیشاپیش ستون آن را به پادگان می برد که ممکن نشد.
-     قرار شد برای پرهیز از درگیری ستون از خارج شهر برود، در راه مورد حمله قرار گرفت و فرمانده نظامی کشته شد و مواد غذایی ارتش به دست مهاجمان افتاد.
-         در همین وقت یک واحد نظامی را در نوسود خلع سلاح کردند و 7 تن اسلحه را بردند.
-         گروه کومله به این حد قناعت نکرد در سقز و بانه به حمله دست زد و پادگان سنندج را تهدید کرد.
-         باشگاه افسران را محاصره کرد و آب و غذا را به روی محاصره کنندگان بست.
-         فرمانده لشگر تهدید کرد جواب شنید جواب هر گلوله توپ را با 20 گلوله توپ خواهیم داد.
     در این فاصله چون ما می دانستیم این کار جزیی از یک توطئه بزرگ است و باز چون می دانستیم کومله تکیه گاهی در افکار عمومی ندارد و بدون جنگ چون برف آب می شود، از تمام امکانات برای پرهیز از برخورد نظامی استفاده کردیم:
-         روز سه شنبه در اجتماع بزرگ مردم تهران گفتیم که 6 ماده را با اصلاحاتی که در آن صورت گرفته است پذیرفته ایم.
-         ارتش پی در پی اخطار می کرد که اگر دست از محاصره باشگاه افسران بردارند وارد عملیات نخواهد شد.
-     به ارتش و پاسداران دستور داده شد اگر ناگزیر از عملیات شود باید تلفات سنگینی را به جان بخرد اما حتی المقدور به مردم شهر صدمه کم بزند. معلوم بود که این کار سبب سنگینی تلفات و دیرتر رسیدن به هدف های نظامی می شود. مردم شهر اطلاع می دادند کومله خانه ها را سنگر کرده است و به ما نیز اجازه خروج از شهر را نمی دهد. از پاسداران و ارتشیان خواسته شد، تن به تن بجنگند و خطرها را بپذیرند و تا حد ممکن به مردم صدمه کم برسد.
-     دستور داده شد به محض آن که گروه های مسلح بپذیرند شهر را ترک کنند و به جنگی که تحمیل کرده اند پایان بدهند، عملیات نظامی قطع شود. نیم روزی نیز به طور یکجانبه عملیات قطع شد.
-         قرار شد تلگرامی بفرستند و پاسخی در این باره بگیرند که هیچ خبری نشد.
-     در اجتماع مردم اهواز بدون آنکه تلگرام رسیده باشد، از نو تأکید کردیم که 6 ماده را با اصلاحاتی که در آن انجام گرفته است می پذیریم. تا هرگونه بهانه ای از بین برود. اما باز دست برنداشتند.
     اینک که طرح «کودتای خزنده» به دست افتاده است ما می دانیم که نمی توانسته اند دست بردارند چرا که وابسته اند و دشمن گمان می برده است که «این بار ضربه سنندج» کار دولت انقلاب را خواهد ساخت.
     بنا بر این در کردستان هیچ گونه بهانه ای برای تحمیل جنگ نبوده است و اگر توطئه در کار نبود به طور قطع و یقین هیچگونه درگیری پیش نمی آمد. تاریخ 70 سال اخیر ایران نشان می دهد که هر بار ملت ایران خواسته است شانه خود را از زیر بار سلطه گران خارجی خلاص کند، وابسته های چپ و راست دست در دست هم مانع شده اند چرا که سلطه گران در لزوم سلطه بر ایران با یکدیگر اختلاف ندارند.
     چه خوب است که سران این گروه های مسلح در یک بحث آزاد شرکت کنند و به مردم ایرا توضیح بدهند چرا اسلحه به دست گرفته و چرا پاسخ دعوت به صلح طلبی و برادری و اخوت را با اسلحه می دهند؟ عدم وجود امنیت را بهانه قرار ندهند، تأمین کامل امنیت آمد و شد آن ها را دولت بر عهده می گیرد.
     پس از آن که از منصرف کردن این گروه از زدو خورد مسلحانه مأیوس شدیم البته با قاطعیت تمام عمل کردیم و امید می داریم که فرصت جبران خرابی ها فرا رسیده باشد و مردم کرد بدانند عنوان های فریبنده همواره می توانند پوشش خائنانه ترین توطئه ها باشد.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire