mardi 18 septembre 2012

انقلاب و ضد انقلاب در کُردستان

سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی شماره٣٤، بقلم ابوالحسن بنی صدر:

دوشنبه 8 مرداد ماه 1358، شماره 34
انقلاب و ضد انقلاب در کُردستان

     نتیجه تجزیه قلمرو اسلامی و حاصل مرزبندی های سیاسی کشورهای اسلامی ک غرب سلطه گر تحمیل کرد، یکی هم تغییر مرزهای ایران و پراکندگی یکی از پایدارترین بنیانگذاران ایران یعنی قوم کُرد در قلمروهای کشورهای مختلف گردید. در همین دوران، دولت های ضعیف مرکزی نه تنها جاذبه ای برای گرایش به وحدت بوجود نیاوردند، بلکه با تحمیل فقر و انواع ستم ها زمینه ای فراهم آوردند که همواره وحدت کشور تنها بر یک پایه یعنی همان پایه زور نظامی باشد.
     در جریان انقلاب اسلامی ایران، همه آن ها که به این انقلاب کافرند یعنی این انقلاب را پایان امتیازهای گوناگونشان از جمله امتیاز بزرگ «روشنفکر و رهبر» بودن می بینند، به کُردستان هجوم بردند تا آنجا را کانون فتنه و فساد بگردانند. عوامل دولتی و غیردولتی دست به دست هم دادند و زمینه رشد گروه های به ظاهر ناهمگون و در واقع همگون را فراهم آوردند. آن عوامل اینها هستند:

1- ژاندارمری و در مواردی ارتش نقش انبار اسلحه را بازه کرده اند که این گروه ها بیایند و اسلحه ها را بردارند و بروند. در مواردی مواضعه و سازش هم در کار بوده است.
2- دولت هیچگاه نخواست مسلمانان کردستان را که عامل اصلی مقاومت در برابر توطئه گران تبهکار هستند، به چیزی بشمرد. نه تنها اسلحه ها به طور انحصاری در دست دشمنان انقلاب اسلامی ایران است، بلکه وجوه دولتی نیز از طریق مقامات اداری به دست گروه های ضد انقلاب خرج می شد. توطئه گران اغلب به عنوان کارمند دولت از بودجه دولت می خورند.
3- با وجود چندین بار تذکر و حتی تظاهرات وسیع مردم، دستگاه های تبلیغاتی یعنی رادیو و تلویزیون کردستان در دست ایادی توطئه گران تبهکار باقی ماند و آن ها بدترین سانسورها را برقرار کردند و در جهت آماده کردن کردستان برای قبول حاکمیت ضد انقلاب و سقوط ملی عمل نمودند.
4- دستگاه وزارت کشور نه تنها با لجاجت بیمانندی از قبول خواسته مردم سنندج و مسلمانان کردستان در پاکسازی سازمان های اداری بخصوص استانداری از عمال توطئه گران امتناع ورزید، بلکه درست در جهت عکس خواسته مردم عمل کرد و بنای کار خود بر قبول انحصاری دستجات کوچکی قرار داد که می خواستند و می خواهند از طریق توطئه و تحریک بر کردستان حکومت یابند و آنجا را پایگاه حمله به انقلاب در همه جا قرار دهند.
5- دستگاه های اداری نه تنها خود به اجرای برنامه های عمرانی و بخصوص مبارزه با زمینداران بزرگ نپرداختند، بلکه در کار گروه هایی که به عنوان جهاد سازندگی به کردستان رفتند، کارشکنی کردند و دولت نیز در موقع خود، حاضر نشد بودجه لازم را در اختیار نمایندگان مردم مسلمان کردستان و گروه های کار و سازندگی قرار دهد.
6- روزنامه های ضد انقلاب اسلامی بجای خود، دستگاه های وزارت کشور و رادیو و تلویزیون، مبلغ معدود روحانی نماهایی شدند که در گذشته عامل ساواک بوده اند. و وقتی هم به آن ها گفته می شد چرا چنین می کنید، می گفتند چون اغلب این افراد از رژیم شاه سابق ارتزاق می کرده اند، ما نمی توانیم تنها تنی چند را لو بدهیم و اسناد همکاریشان را با ساواک منتشر سازیم.

     اما مسئله تنها این نبود که افشا نمی کردند و نمی کنند، بلکه مسئله این بود و هست که آن ها را به عنوان نمایندگان مردم کردستان قبول کردند و این شد که به اوضاع فعلی انجامید.

7- گروه های ضد انقلاب اسلامی، در آزمایش سنندج شکست خوردند انتخابات شورای شهر سنندج انجام گرفت اولاً مردم مسلمان شهر نسبت به صحت انتخابات اعتراض کردند، دولت هیچ معلوم نکرد که این اعتراض وارد بوده یا نبوده و چه کسی مأمور رسیدگی بدان شد و گزارش کار او کجاست؟ در حق مردم مسلمان شهر چه تحقیری بالاتر از این که در مسجد تحصن کردند و هیچ نتیجه ای نگرفتند؟ ثانیاً دولت آزمایش انتخاب شوراهای شهرها را در شهرهای دیگر کردستان به اجرا در نیاورد و ثالثاً امنیت شهرها و ترمیم وضعیت اقتصادی آن ها را در اختیار شوراها نگذاشت و به توصیه های هیأتی که از جانب امام خمینی به ریاست آیت الله طالقانی به کردستان رفتند، وقعی نگذاشت.
8- توطئه حمله به پادگان سنندج که یک توطئه بسیار بزرگ و خطرناکی بود، بدون تعقیب ماند و البته وقتی کسانی دستور حمله به پادگان را صادر کنند و فرمانده پادگان را هم وادارند که از پادگان بخواهد تسلیم شود و بعد به جای تنبیه توطئه گران، ارتش مورد حمله و شماتت بگردد و انتشار تلگرافات متبادله میان وزیر کشور وقت و رئیس ستاد شهید وسیله تسویه حساب های شخصی بشود، البته توطئه گران قوی دل می شوند و مسلمانان احساس تنهایی و تحقیر می کنند و زمینه تسلیم به این گروه ها آماده می شود.
9- نه شورای انقلاب و نه دولت تا این زمان نخواستند از یک سیاست روشن در کردستان پیروی کنند. نخواستند به افکار عمومی مسلمان، تکیه واقعی کنند. با آنکه انتخابات سنندج معلوم کرد مسلمانان با اکثریت قاطع و اراده استوار جانبدار انقلاب اسلامی هستند. با آنکه با همه تلاشهای توطئه گران، مردم کُرد، با  اکثریت عظیم به استقرار جمهوری اسلامی رأی دادند، هیچگاه التفاتی از دولت و شورای انقلاب ندیدند. بعکس دشمنان انقلاب بودند که با استفاده از ضعف هایی که در فوق شرح شدند، میدان دار شدند.
10-     رهبران مسلمان کردستان به دو دلیل، به موقع مواضع صریح و قاطع در برابر این اقلیت های زورپرست اتخاذ نکردند: یکی اینکه آن ها را به چیزی نمی شمردند و مشغول تحکیم موقعیت های خود بودند و دو دیگر اینکه طرز فکر و روش های عمل این گروه ها را نمی شناختند، اینها آزمایش نداده بودند. این رهبران مسلمان هنوز تجربه عملکرد استالینیست ها را خود لمس نکرده بودند. خوشبختانه این استالینیست ها تجربه خود  استالین را ندارند، یعنی هنوز به جایی نرسیده همان روش های استالین را از آغاز به کار می برند. از هم اکنون یعنی می خواهند از راه ایجاد رعب و وحشت اراده هرگونه مقاومتی را از مردم سلب کنند. در توطئه سنندج نیز چنین کرده بودند، اما مردم دلیر سنندج با قیام و ریختن به خیابان ها، امید استالینیست ها را برباد دادند.
11-     در هر جا که برادران سنی و شیعه با هم زندگی مشترک شهری دارند، به جای وحدت عمل، وسیله تحریک همین گروه ها شدند و این گروه ها، علاوه بر استفاده از پوشش مذهبی، مستقیماً نیز به ایجاد کینه های مذهبی مشغول شدند. مثلاً در مورد سنندج نادرستی طرز عمل روحانی شیعی و عکس العمل ناپخته رهبری سُنّـیان، از جمله عوامل زمینه ساز توطئه بوده است.
12-     سیاست «انقلاب تمام شد، سر کار خود بروید» بیشتر از همه جا در کردستان اجرا شد. به جای آنکه توده مردم کُرد در  میدان مبارزه سرنوشت ساز بماند و مشکلات آن خطه با همکاری مردم حل شود و هر بار از مردم خواسته شود تا خود به خیابان ها در آیند و خود بگویند چه می خواهند، کار آن سامان بر مذاکره با گروه ها، با همین گروه ها، قرار گرفت. بر رهبری اجرائی انقلاب بود که با صراحت بنای کار را بر خواست های خود مردم هم در زمینه احتیاجات اقتصادی و عمرانی و هم در زمینه خودمختاری قرار می داد. اینک یک بار دیگر مردم سنندج قیام کردند. یک بار دیگر و با صراحت تمام گفتند و می گویند که نمی خواهند زیر بار توطئه گرانی بروند که عملشان با توجه به وضعیت موجود کشور جز به سود عمال امریکا و روس یعنی بازگشت به وضعیت سابق نیست.

     زمان اعتماد به خود مردم و عمل قاطعانه در جهت از بین بردن ضعف های فوق فرا رسیده است. انقلابی که خود محصول حضور مردم در صحنه مبارزه بوده است، باید به مردم کردستان اعتماد کند. کُرد که خود بانی ایران بوده است، امروز عامل ویرانی بنای موجودیت کشور خویش نمی شود. انقلاب اسلامی فرصتی فراهم آورده است که مشکل «ملیت» ها نه به ترتیبی که استالین می خواست، نه به ترتیبی که استعمار انگلیس می خواست، بلکه در محدوده برادری اسلامی و همقدمی در جهت ساختمان جامعه توحیدی حل گردد. در این صورت کُرد و تُرک و عرب عامل تجزیه نمی شوند بلکه عنصر فعال وحدت ملی و وحدت قلمروهای اسلامی می گردند.

     تظاهرات مردم کُرد نشان می دهد که قصد ندارند دل به وسوسه ها بسپرند و میوه ممنوعه تسلیم به وسوسه دشمنان ایران و انقلاب اسلامی ایران را بخورند. هستیم و می بینیم که پیش بینی علمی ما راست از آب در می آید و کردستان خود، توطئه گران را از قلمرو خود می راند و آرزوهای دشمن نقش بر آب می شود.

     کردستان ایران است و ایران کردستان است. کُرد مسلمان است و شعار مسلمان توحید است و توحید با تسلیم به زور نمی خواند و کُرد تسلیم زور این گروه ها نمی شود.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire