mardi 18 septembre 2012

روزنامه برای کیست؟


سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی شماره ٦، بقلم ابوالحسن بنی صدر:



دوشنبه4 تیرماه 1358، شماره6
روزنامه برای کیست؟

     روزنامه برای روشنفکران است؟ برای کارگران و دهقانان است؟ برای پیشه وران است؟ برای قشرهای متوسط است؟ برای کارمندان است و ... هر یک از  این گروه ها، زبانی دارند و با مفاهیمی آشنا هستند. و بدتر از همه این است که در یک دوره طولانی تصویر جای محتوی را گرفته و تلویزیون و رادیو و روزنامه ها، به جای محتوی خواننده را به تصویر و تیتر عادت داده اند و این تصور را به خواننده داده اند که روزنامه برای آن است که تیترهایش را بخواند و اگر حوصله کرد خبری را تا نیمه بخواند و آنرا در سطل آشغال بیاندازد. شکستن این سنت ضدانقلابی و این بدترین سانسورها البته کاری به غایت مشکل است.
     در حقیقت روزنامه باید در خدمت همه مستضعفان باشد. کارش باید تشریح کردن دردها و مسائل آن ها باشد. و حتی المقدور برای همه گروه های مستضعف مطلب به زبان خودشان داشته باشد. روزنامه انقلاب اسلامی هنوز به این کمال نرسیده است هنوز ترکیب مناسب را به دست نیاورده است اما اهل انصاف تصدیق می کنند که با سرعت در این جهت در تحول است.
     کارگر عزیزی می نویسد که از زبان روزنامه سر در نمی آورد، روزنامه تیتر و عکس ندارد. زبان روشنفکران «سطح بالا» است، حق با اوست، و کوشش ما بر این است که مطالب روزنامه را بر اساس واقعیت در زیر گرد آوریم:
-  یک صفحه و در صورت جمع آوری کردن اخبار و اطلاعات، دو صفحه به مسائل زحمتکشان با زبان ساده اختصاص دهیم.
-  یک صفحه و بیشتر را به روشنفکران مسئول که می خواهند به راستی در خدمت مستضعفان قرار گیرند اختصاص دهیم. بدان امید که به آنان در مسئولیت بزرگ زمانشان کمک گردد و در کار خطیرشان همکاری به عمل آید.
-  و دو صفحه را هم به مسائل اساسی مردم کشور اختصاص دهیم و در قید گروه ها نمانیم بلکه عموم را مدّ نظر قرار دهیم. در حقیقت کار اصلی باید، طرح مسائل باشد و البته تا آنجا که امکان هست، باید زبان ساده باشد تا حداکثر کسان بتوانند آنرا بخوانند.
     گفتیم کار اصلی طرح مسائل باشد. وقتی مسائل طرح شدند و تجزیه و تحلیل آن ها، جای تیترسازی و «شرح و تفصیلات» پردازی را گرفت، زبان تحریک و رنگ کردن از بین می رود. وقتی ذهن عادت کرد به تصویر و تیتر به تدریج ساده بین می شود و به آسانی فریب می پذیرد. قدرت مندان غرب و هم شرق مدتهاست فهمیده اند مردم را نباید گذاشت فکر کنند. باید با یک رشته تصویر و تیتر و فکر مردم شکل داد تا به قول عرفان خودمان مجاز را حقیقت بپندارد و صورت را بجای محتوی بپذیرد. وقتی عکس و تفصیلات را بجای واقعیت امر پذیرفت کار تمام است چرا که خواننده و بیننده گیرنده است و به تدریج با تصویرهایی که می گیرد خو می کند و آن ها را حقایق مسلم می پندارد. فریب بزرگ اینست. این ترتیب کار تبلیغاتی که تصویر را به جای واقعیت نشاندن باشد، امر تازه ای نیست که قدرت فرعونی و طاغوتی بدین فریب نیاز مبرم دارد و تاریخ گواهی می دهد که از دیرباز این روش را به کار می برده اند. داستان ریسمان های ساحران فرعون در قرآن، یعنی همین تصویرها و تیترها که ساحران در نظر مردم واقعیت جلوه می دادند، روشنگر حقانیت دعوی ما است و معلوم می کند که از دیرزمانی این روش فریب و سانسور مردم، معمول زورمداران بوده است و ساحران زمان ما یا «روشنفکرنمایان» خدمتگزار زورپرستی و زورپرستان به صدها فن مجهز شده اند تا از عهده فریب و رنگ کردم مردم به کمال برآیند. عصر ما عصر تصویر و «عکس و تفصیلات» و تیتربازی شده است و عصای موسی باید، روشی باید تا که واقعیت تصویر ودرون تصویر و محتوی و حقیقت تصویر را به ساحران و مردم بازنمایاند تا جای انکار نماند و ساحران خود حق را بپذیرند و از خدمت طاغوت و زورمداری بدر آیند و زبان حقیقت جای زبان فریب را بگیرد.
     بدینقرار خوانندگان ما، بدانند که اگر روزنامه بخواهد به راستی در خدمت مستضعفان باشد قبل از هر کار باید زبان سحر و افسون و فریب را بی اثر سازد. باید نان ساحران را آجر سازد. باید آن ها را آزاد کند و همین کار ناگزیر در محتوی مطالب و زبان روزنامه اثر می گذارد. با اینهمه زبان روزنامه باید تا ممکن است ساده گردد. اما تنها تا حد باطل کردن سحرها می تواند ساده شود وقتی اینکار با موفقیت به انجام رسید، می تواند ساده تر بشود و حتماً خواهد شد.
     پس بر خواننده معلوم باشد که روزنامه در خدمت مستضعفان و در کار باطل کردن سحرهای این زمان است. برای موفقیت در این کار مهم، ناگزیر باید به جای تیترها و «تفصیلات» محتوی و زبان مطالعه محتوی را بنشاند و مشکل کار وقتی حل می شود که به تدریج خواننده آن تصور باطل که مدعی بود به روزنامه ها باید نگاهی انداخت و آنرا در سطل خاک روبه انداخت، را از ذهن براند و روزنامه را دارای هدف و محتوی بپندارد و با حوصله مطالب آنرا بخواند و سپس آنرا با مردم محیط خود به بحث بگذارد و با اینکار با جریان یافتن حقیقت واقعیت ها، در باطل کردن سحرها و فریب ها شرکت فعال کند و به ما در این کار به غایت مهم و مشکل یاری رساند.
     تا وقتی سحرها و فریب ها را باطل نشده همه باید کار موسی (ع) کنند و کار این روزنامه در این مرحله همین است.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire