سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی بتاریخ یکشنبه 6 آبان 1358، 6 ذیحجّه 1399، 28 اکتبر 1979، شماره 105، از ابوالحسن بنی صدر:
نفت گرچه سیاه است اما اقتصاد غرب را سفید و روزگار اقتصادی ما را سیاه کرده است:
- رشد اقتصادی کشورهای صنعتی که تا بعد از جنگ اول جهانی 1 تا 2 درصد بود، با ورود نفت در دستگاه اقتصاد، به 6 تا 9 درصد بالا رفت.
- اقتصاد ساده کم عرض و طولشان به اقتصاد بسیار بغرنجی تبدیل شد و در نتیجه،
- نسبت بهای ماده خام به بهای ماده ساخته شده را یک به بیست کرده است. یعنی قیمت محصولاتی که از نفت خام می سازند به طور متوسط 20 برابر قیمت نفت خام است. و از همین راه، چه ثروت بی حسابی از نفت به کشورهای نفت خیز عاید می کنند. از جمله مقایسه اقتصاد غرب پیش و پس از عصر نفت، نشان می دهد تا کجا میزان سود در این اقتصاد بالا رفته است.
- عرصه کار برای اندیشه و دست را تا بخواهی توسعه داده است. و اثرات ابتکارها و اختراعات در زندگانی غربیان ده ها برابر بیشتر از سرمایه بی حسابی است که از نفت حاصل می کند.
- کشورهای صنعتی را به مرکز تولید جهانی بدل ساخته است و امروز در واقع دنیا تولید غرب را مصرف می کند و بر اثر این امر، برای پرداخت قیمت محصولات صنعتی، کشورهای زیرسلطه ناگزیر بخش مهم از (اگر نه همه) مواد خام موجود در زمین را مهار کشورهای صنعتی کرده اند:
- نه تنها به اقتصاد غرب کمک کرده است تا مثل سرطان همه جای دنیا را بگیرد بلکه آینده اقتصادها و منابع طبیعت را نیز از پیش معین ساخته است. توضیح آن که به کشورهای زیر سلطه، اقتصادی را تحمیل کرده است که گذراندن معیشت، بدون پیش فروش منابع طبیعی ممکن نیست. تنها کشور ما نیست که باید نفت خود را پیش فروش و پول آنرا پیشخور کند. در همه جای جهان وضع به همین قرار است.
- پویایی شگرفی به اقتصاد غرب بخشیده است طوری که سرعت تحول و میزان تنوع پذیری آنرا تا بخواهی افزایش داده است. راست است که بحران یک مرض مزمن اقتصاد صنعتی است اما این بحران در قسمتی ناشی از سرعت تحوّل و تنوع است و اقتصاد غرب با تحمیل بهای این بحران به کشورهای تابع، جهان را به ویرانی می کشاند.
- افزایش میزان رشد، بزرگ شدن ابعاد و گسترش اقتصاد صنعتی در مکان و زمان و سرعت تحول و تنوع پذیری اقتصاد صنعتی، موجب استفاده بیش از حد از منابع طبیعت شده و اینک مسئله کمبود روزافزون منابع را به صورت یک مسئله حیاتی برای همه بشریت به وجود آورده است.
- این اقتصاد نه تنها منابع طبیعت را می خورد بلکه محیط زیست را نیز، به نحو خطرناکی آلوده می کند طوریکه اگر علاج سریع نیندیشند، جهان دوزخ بشریت و همه زیندگان روی زمین خواهد شد.
اما همین نفت در اقتصاد کشور ما اثرات مخرب زیر را به بار آورده است:
- خود نفت تنها به این کار آمده است که واردات کشور را افزایش بدهد. توضیح آن که چون کالاهای صنعتی بدون انرژی قابل استفاده نیستند، نفت به صورت انرژی به کار وارد کردن کالاهایی مثل اتومبیل می خورد.
- پول نفت، موجب افزایش قوه خرید شده است و با این قوه خرید، واردات را افزایش داده اند و همان طور که چند بار یادآور شده ایم این واردات تولید داخلی را از میان برده و جانشین آن شده اند. در نتیجه:
- درآمد دولت بیش از پیش در نفت خلاصه شده است بودجه دولت مرکب از نفت و قرضه به اعتبار نفت است.
- درآمدهای کشور نیز به طور روزافزون در درآمد نفت خلاصه شده است. وقتی تولید داخلی کم شد و هر چه تولید شد تابع درآمد نفت شد، البته کار به جایی می رسد که بدون درآمد نفت زندگی جامعه مختل می شود.
- با تابعیت اقتصاد و معیشت مردم کشور به اقتصاد صنعتی، اقتصاد کشور متلاشی و متلاشی تر شد تا این که امروزه یکی از بزرگترین مشکلات این اقتصاد، بند از بندگسستگی آنست.
- این اقتصاد به یک بدن متلاشی می ماند که تنها هنرش از دست دادن خون زیاد است. این خون زیاد، همان نفت و منابع طبیعی دیگرند که باید صادر کنیم تا بتوانیم از شیرخشکی که به کودک نوزاد می دهیم تا کفنی که به تن مرده می کنیم، وارد کنیم.
با وجود این وضعیت، منابع ما مثل سیل به کشورهای صنعتی جریان دارد و ما هیچ به فکر نیستیم. اسنادی که به تازگی در اختیار ما قرار گرفته است نشان می دهد که کنسرسیوم برنامه تولیدی برای تمام کردن موجودی ذخایر نفت قبل از سال 1990 مسیحی تهیه کرده بوده است.
البته بدون این اسناد نیز می شد فهمید که رژیم سابق، چاره ای جز افزایش تولید نداشت. وقتی بودجه کشور سالی 51 میلیارد دلار کسر می داشت جز افزایش تولید چه چاره ای بود؟ از انقلاب بدین سو، بودجه کاهش بسیار پذیرفته و به تناسب از تولید نفت کاسته شده است، اما هنوز ما سیاست نفتی پیدا نکرده ایم. همانسان که سیاست خارجی فعال نداشته ایم، سیاست نفتی فعال نیز نداشته ایم. ملاحظات کوچک و بزرگ مانع شده اند که ما هم نزد کشورهای نفت خیز و هم نزد کشورهای صنعتی مصرف کننده نفت ایران سیاست فعالی را تعقیب کنیم که به کشورهای ما امکان دهد نفت را مفت از دست ندهیم طوری از دست ندهیم که در کشورهای ما ویرانی و در کشورهای صنعتی تراکم ثروت و در جهان ما تخریب همه جانبه به بار آورد.
نفت شیشه عمر اقتصاد ما است و محتوای این شیشه تا 20 یا حداکثر 25 سال دیگر تمام می شود. چطور می توان با این فرصت کم در داخل کشور به زد و خورد و توطئه بر سر بدست آوردن قدرت در این و آن منطقه یا کشور سرگرم شد و در غفلت خیانت باری کم سو شدن چراغ حیات کشور را تماشا کرد؟
ای برداردها، این برادر کُرد، ای برادر عرب، این برادر تُرک، این برادر ترکمن، این برادر لُر، این برادر بلوچ، ای برادر فارس ای ... بدان که تمدن آغاز قرن بیست و یکم، تمدن دیگری است. اگر نفت را از دست بدهیم و اینک که وقت به دست آمده است آنرا هم در برخوردهایی که به ما تحمیل می کنند، از دست بدهیم، ما حتی قادر به زندگانی حیوانی نیز نخواهیم شد. نه تنها هیچ منطقه ای از ایران به تنهایی قادر به ادامه حیات اقتصادی نیست، بلکه همة ایران نیز قادر به ادامه حیات اقتصادی نیست.
چه بخواهیم چه نخواهیم محکومیم که در کنار هم قرار بگیریم و با هم به حل مشکل بزرگ زمان برخیزیم. اما کاری نکنیم که فردا دیر باشد.
بدین قرار ایران باید وحدت ملی خویش را حفظ کند و با این وحدت مشکل ادامة حیات اقتصادی را حل کند. و حل این مشکل بدون یک سیاست همه جانبه اقتصادی ممکن نمی شود. وقت تنگ است و سرعت عمل باید. بیش از این نمی توانیم سرگرم حرف های پشت سر باشیم. باید برویم. آنها که می مانند می روند.
بیست سال، یا بیست و پنج سال دیگر نفت تمام می شود و ما باید بدون درآمد نفت زندگی کنیم، چرا از حالا زندگی بدون درآمد نفت را تجربه نکنیم؟ اگر حالا بدون این درآمد، بدون درآمد نفت، نمی توان زندگی کرد. اگر حالا بدون این درآمد، حتی نمی توان چریک شد و خواب و آرام را از کردستان ربود، بیست سال بعد، هیچ نمی توان بدون نفت زندگی کرد. چرا مردم مناطق مختلف سرزمین ما این حقیقت آشکار را نبینند؟ چرا این حقایق را با مردم در میان نگذاریم؟ چرا یک سیاست روشن در پیش نگیریم؟ چرا سیاست نفتی نداشته باشیم؟ چرا اقتصادی را به وجود نیاوریم که دیگر نیازی به صدور نفت نداشته باشد و این ماده پُربها برای نسل فردا بماند.
چرا؟ ...
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire